خرید بک لینک

خواب ديدم با دوست بچه گي هام رفتيم يه جايي بيرون از شهر چادر زديم شب خوابيديم؛ وقتي صبح بيدار شديم همه جا برف اومده بود... برفش برق مي زد... سفيدي عجيبي داشت... و من تو خواب هيچ احساس سرما نداشتم... هيجان زده بودم و بعد وسط برف ها، ديدم كه تو نشستي... روبروي خورشيدي كه از پشت كوه مياد... و خواستم تو رو به دوستم نشون بدم... و زبونم بند اومده بود... و دويدم كه بيام سمتت و رد پام رو برف ها مونده بود و من هي مي امدم و تو نشسته بودي و بعد من بيدار شدم

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:53

ديدن شادي مردم، آن كودك تازه به دنيا آمده ي زيبا در آغوش مادرش... آن تازه داماد لبخند به لب، سايه انداخته در مردمك لرزان آن چشم هاي خاكستري نجيب... آن به شوق آميخته مادر در تماشاي شادكامي فرزند، و بسيار شادي هاي ديگر كه از آن تو نيست اما ديدنش قلب تو را آرام مي كند؛ اينكه مي داني هنوز و همچنان دلي و حال و هوايي داري براي شاد شدن از شادي ديگران... دل از خود كندن و ديگري را شاد خواستن...

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:53

امروز كتاب انسان خردمند نوح هراري را تمام كردم؛ اسمش تصادف است يا همزماني پديده هاي ذهني يا هر چيز ديگر بخش هايي كه مي خواندم مربوط به اين بود كه آيا انسان در طول تاريخ خوشبخت تر شده يا نه؟ و بعد توضيح و توصيف خوشبختي از منظر زيست شناسي... اين روزها خيلي به خوشبخت بودن و خوشبختي فكر مي كنم؛ چه طور مي توانم احساسش را

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:53

انبوه فكرهايي كه امروز از ذهن و خيال من گذشتند تقريبن اغلبشان به نوعي تكراري بودند؛ فكر كردن به مسائل شخصي ام از دايره ي يك دلواپسي مكرر و يك بلاتكليفي مطول فراتر نمي رفت؛ براي لحظه اي از خودم پرسيدم اگر روزي از روزها تصميم من، خواست من، شرايط من به شكلي ايجاب كند كه افكار تكراري ام ديگر بخشي از زندگي ام نباشند چه چ

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:53

چهارده سال پيش، مردك abnormal فقط همكارم بود، همين كه تحملش مي كردم كفايت مي كرد، كاري به كار هم نداشتيم. دو سال بعد، كارمند سياه روزي بودم كه همكارش سابقش را در لباس يك رئيس خبيث مي بيند؛ پنج سال بعد او قدرت بلامنازع داشت و من نه راه پس و نه راه پيش؛ به قوم مغول مي ماند همه جا را كند و سوخت و كشت و برد و بد تر از ق

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:53

صفحه بندی